۱۰.۱۸.۱۳۸۹

جايگاه اوليه‌ي انسان بر روي زمين

عمر دنياي كهن ما در حدود 5/5 ميليارد سال است. وضعيت كنوني آن در نتيجه‌ي يك تكامل ديالكتيكي بوجود آمده‌ است. با پيشرفت سير تكامل ديالكتيكي دنيا و به موازات تثبيت اعتدال زيست‌محيطي، تبديل گازهاي متفاوت به اتمسفر، پوسته‌ي زمين و آب و همگام با آنها پيدايش اولين سلول جاندار بوجود آمده است. خصوصيت توليدمثل تك‌جنسي اولين جاندار يك سلولي، از راه تكثير و افزايش، امكان تبديل به جانداران چند سلولي را فراهم آورد. سلولهاي تراكم يافته به شكل كمپلكس يكي شده، سپس جانداري مشخص و ارگانيسم پديد آمده است؛ از اين ارگانيسم انواع مختلف جانداران بوجود آمده‌اند.
دنياي ما كه تا به امروز نيز سير تكاملي خويش را ادامه مي‌دهد، با بوجود آمدن تغييرات ساختاري، اولين نوع جانداران و شرايط زندگي را نيز همواره در درون تغيير و تحولي دايمي به پيش برده است. جانداران كه در اين شرايط همواره متغير، حيات خويش را ادامه داده‌اند، با سازگاري در شرايط تغييريافته‌ي جديد، در درون تحولات طبيعت به تنازع بقا پرداخته‌‌اند. مقاوم‌ترين نوعي كه در ميان جانداران در سايه‌ي تنازع بقا در برابر طبيعت دشوار دوران توحش خود را همواره تجديد و توليد نموده و همچنان روند تكامل انساني را طي كرده، نوع انسان بوده است. با تطبيق نظريه‌ي تكامل با مردم‎شناسي، اين موضوع به اثبات رسيده است كه انسانهاي نخستين ـ اولين اجداد ميموني انسان ـ در حدود 60 ميليون سال قبل ظهور كرده و در نتيجه‌ي شرايط مساعد اقليمي، نوعي از انسان كه بر روي دوپا راه رفته و از ابزارهاي اوليه استفاده ميكرده است، در حدود 20 ميليون سال قبل در شرق افريقا بوجود آمده است. همچنين اين موضوع هم به اثبات رسيده كه در حدود 3 ميليون سال قبل با روي دادن نشستهايي در درياي سرخ و مديترانه، پراكنشي وسيع از شرق آفريقا به سوي آسيا صورت گرفته است.
گروه‌هاي انساني در دوره‌ي‌ جوامع وحشي، به شكلي همچون گروههاي حيواني پيشرفته زندگي مي‌كردند. توسعه‌ي ذهن و بكارگيري تكنولوژي و ابزارها در زندگي، باعث جهش در انسان هموساپينس گرديد كه اين نيز منجر به آغاز دوران اوليه‌ي "انقلاب تشكيل جامعه" گرديد. يكي از اساسي‌ترين ويژگيهاي اين انقلاب، درك فوايد زندگي دسته‌جمعي بوده است. چنانكه از به هم پيوستن عناصر، مواد شيميايي بوجود مي‌آيند، در فرايند اجتماعي شدن نيز، واحدهاي پايدار و ماندگاري بوجود آمده و بتدريج در يك راستا پيشرفت مي‌نمايند. در دوران ماقبل تاريخ تمدن، دوره‌اي به نام تاريخ اجتماعي وجود دارد كه هزاران سال ادامه داشته است. واحد اساسي و مركز اصلي دوران توحش، كلان (طايفه) بوده كه هيچگاه شمار افراد آن متجاوز از چند صد نفر نبوده است. زندگي غارنشيني و گردآورندگي حاكم بوده، انسانها در برابر اقليم و طبيعت از طريق شكار حيوانات و جمع‌آوري گياهان زندگي به سر مي‌بردند. اين جوامع كلاني كه تقريبا تا آخرين عصر يخبندان (20000 ق.م)، حيات داشتند، شبيه هم بوده و در مرحله‌ي ابتدايي زبان كه نظام صوتي محدود داشته و بيشتر متشكل از اشارتها بود، قرار داشتند. همچنين از دين و ذهنيتي آنيميستي (روح‌گرايي) و توتميسم (هويت طايفه) برخوردار بودند. 98% از دوران تاريخ با اين شكل اجتماعي سپري شده است. واحدهاي ماندگار‌ـ‌ همانند پيوند اولين عناصر در ماده‌ـ‌در فرايند اجتماعي شدن حالت پايداري يافته و در يك خط سير پيشرفت مي‌نمايند.

هیچ نظری موجود نیست: